آن؛ ه ) وسايل سرمه كشيدن؛ و) بهترين شعار چشمپزشكان. سپس جدولي است كه هر يك از بيماريهاي چشم و پلك و مژه، تعريف آنها، اقسام علل، نشانهها، معالجه، داروها ــ شامل مواد مخدر ــ بيان شده است، و جدولهاي ديگري دربارهٴ موارد جراحي، و در آخر فهرستي از داروها ديده ميشود. پيش از اتمام اين مطالب، فهرست مفصلي از آثار متقدم عربي در اين باره آمده، كه بيشتر آنها اقتباس از موٴلفان ديگر است، به ويژه جالينوس، احمد طبري، و عليبن عيسي؛ با اين همه، خليفه خود يك پزشك باتجربه بوده، و چنان به خود اطمينان داشته كه از عمل آب مرواريد شخص يك چشمي خودداري نكرده است. او برخي عملها را به صورت يادداشت ذكر كرده است.
تصويرهايي كه در نسخههاي خطي اين كتاب ديده ميشود بسيار جالب است، به ويژه نموداري كه مغز، غشاي آن، چشمان و اعصاب چشم را نشان ميدهد (آخري به صورت متقاطع است، يعني چشم راست با اعصاب سمت چپ مغز و چشم چپ با اعصاب راست مغز اداره ميشوند)، همچنين 36 تصوير، 36 آلت مورد نياز چشمپزشك را نشان ميدهد، كه نام و توصيف مختصر هر يك آمده است. نمودار مغز و چشم تنها در آخرين نسخه وجود دارد، ولي بيشك به يك سنت كهن اسلامي مربوط ميشود و قديميترين تصوير موجود است كه به ما رسيده است.
صلاحالدينبن يوسف
صلاحالدينبن يوسف كَحّال، مقيم حما، چشمپزشك شامي كه ظاهراً در حدود 1296، در حما برآمد. براي پسرش رسالهٴ مفصلي در باب چشمپزشكي نوشت، با عنوان
نورالعيون و جامعالفنون، و در آن به موردي اشاره ميكند كه در 1296 ـ 1297، برخورده است.
اين كتاب در ده باب به شرح زير است: مقدمه در اخلاق و وظايف چشمپزشك؛ 1) توصيف چشم، كالبدشناسي در 22 فصل، شامل نمايش مقطعي چشم (تقاطعالصليبي)؛ 2) روٴيت، شامل نظريهٴ هندسي آن. از ابن هيثم ذكري نشده است. نظريههاي مختلف مربوط به روٴيت مورد بررسي قرار گرفته، كه بيشتر نقل از آيتيوس آمدي و ابن سيناست؛ 3) بيماريهاي چشم، علل، معالجه و داروهاي آنها؛ 4) بهداشت، تورم پلكها؛ 5) گلمژه؛ 6) ورم ملتحمه؛ 7) التهاب قرنيه؛ 8) التهاب مردمك؛ 9) اورام نامرئي؛ 10) ادويهٴ مفرده، به نقل از ابن بيطار.
اين ترتيب شبيه تذكرةالكحالين عليبن عيسي است، و در نورالعيون بسياري از قسمتهاي تذكره عيناً نقل شده است. فصل مربوط به آب مرواريد بسيار كامل است، ولي بيشتر آن از عليبن عيسي و عماربن علي اقتباس شده است.
¿ يادداشتهاي مربوط به ابن طرخان، نصيرالدين طوسي، قطبالدين شيرازي.